ارزشیابی توصیفی و حقوق کودکان

هوالحکیم

حقوق کودکان و ارزشابی توصیفی

دکتر محمد حسنی

مدرسه یکی از نهادهای موثر در توسعه انسانی در جامعه امروز محسوب می شود.این نهاد با پذیزش کودکان و نوباوگان در حساس تزین دوران زندگی و با فراهم اوردن محیط مناسب زمینه رشد متعال و همه جانبه آنان را فراهم اورد تا به عنوان انسانی سالم و مسول  آگاه و فعال در عرسه اجتماعی وارد شوند .مدرسه برای تحقق این کارکرد خود نیازمند ساز و کارهای دقیق و حکیمانه در زمینه برنامه ریزی تدریس وارزشیابی است .بی تردید برای ارزیابی ساز وکارهای مورد نظر واطمینان از دستیابی به اهداف بایستی ملاک ها واصول معتبرو مقبولی مد نظر قرار گیرد .

اصول وملاک های معتبر برای ارزیابی ساز وکارهای حاکم بر مدرسه از منابع گوناگونی به دست می اید .یکی از منابعی که امروزه بسیار مورد توجه قرار دارد حقوق کودکان[1] به ویژه حقوق تربیتی کودکان است. کودکان مانند هر انسان بزرگسال صاحب حق و حقوقی است. که از جمله مهمترین آنها حق بر آموزش و پرورش است . براساس این حق هر انسانی که در جامعه ای متولد می شود حق دارد از حداقل آموزش متناسب با زمان خود برخوردار گردد. این حق در بند های 1 و 14 و 15 اصل سوم قانون اساسی کشور مورد تاکید قرر گرفته است. دولتها موظف هستند شرایط مناسب تحقق این حق را فراهم سازند به سخن دیگر دولت عهده دار سياست گزاري و برنامه ريزي براي تحقق آن یعنی در دسترس بودن، با كيفيت بودن و قابل انطباق بودن است(انصاری، 1386)

اگر چه از منظر عام تمامی حقوق کودکان حقوق تربیتی آنان است زیرا معطوف به سازوکارهایی است که زمینه رشد سالم و صحیح آنان را فراهم می اورد.(حاجی ده آبادی، 1384 )اما از منظر خاص حقوق تربیتی کودکان به مجموعه ای از دستورالعمل ها قوانین الزام اور گفته می شود که در ارتباط با نهادهای اموزشی وتربیتی وعملکرد بهینه آنان وضع شده است(همان) یعنی در بعد وظایف دولت دستورات و قوانینی که به تحقق آموزشی با این ویژگیها (دسترس بودن، با كيفيت بودن و قابل انطباق بودن) بینجامد.منابع الهام بخش حقوق تربیتی کودکان عبارتند از:

در سطح بین المللی:

·               کنوانسیون حقوق کودکان

·               اعلامیه جهانی حقوق بشر

در سطح ملی:

·               قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

·               قانون حمایت از کودکان و نوجوانان

·               قانون تامین وسایل وامکانات تحصیل اطفال و جوانان ایرانی

·               منشور ملی حقوق دانش اموزان ایرانی

از یک منظر حقوق تربیتی کودکان شامل چهار مولفه اصلی است[2] که عبارتند از:

ü      حمایت [3]

منظور از حمایت مجموعه ای از قوانین و دستورالعمل ها است که تلاش می کند شرایط مناسبی را تحقق حق بر اموزش وپرورش ایجاد نماید برای زندگی حال واینده کودک فراهم اورد .

ü            پیشگیری از صدمات[4]   

این مولفه به جنبه سلبی حقوق کودکان اشاره دارد یعنی شامل ان دستورالعمل و قوانینی است که مانع بروز صدمات بر جسم وروان کودک می شود.

ü            تامین نیاز[5]های کودک

در این مولفه حقوق کودکان بر سازو کارهایی تاکید می نماید که زمینه بر اورده شدن نیازهای اساسی کودکان را فراهم اورد. به سخن دیگر ساز و کارهای آموزشی و تربیتی باید با ویژگیهای جسمی و روانی کودکان تناسب داشته و هماهنگ باشد.

ü      مشارکت[6]  

حقوق کودکان بر این مو.ضوع  تاکید می نماید که متناسب باشرایط رشدی کودکان باید زمینه مشارکت را در تصمیم گیریهای مربوط به آنان فراهم ساخت.

  استافل بیم[7] یک ازصاحب نظران حوزه ارزشیابی آموزشی است این دانشمند در مجموعه استانداردهای ارزشیابی که تحت نظر وی تدوین شده[8] بیان می دارد که نظام ارزشیابی از پیشرفت دانش آموزان باید با حقوق کودکان مطابقت داشته باشد  ارزشیابی توصیفی یکی از الگوهای ارزشیابی تحصیلی است که در سالهای اخیر به عنوان الگوی رقیب ارزشیابی سنتی مطرح شده است. در این مقاله تلاش می شود ارزشیابی توصیفی از منظر چهار مولفه فوق الذکر در  حقوق کودکان مورد بررسی قرار بگیرد .

    ارزشیابی توصیفی ،در مورد حمایت از شرایط مناسب برای زندگی مدرسه ای کاهش فضای رقابتی و بهبود یادگیری و مهارت اساسی زندگی مانند خود انتقادی ، خود بازنگری ، پذیرش نقد دیگران از حقوق اساسی کودکان حمایت می کند.  این ا لگوی ارزشیابی تحصیلی باحذف نمره و ارائه بازخوردهای توصیفی به عنوان جایگزین آن  و استفاده از ابزارهای خود سنجی و همسال سنجی در راستای آن قدم بر می دارد.

    در مورد پیشگیری از صدمات با توجه به این که یکی از منابع آسیب زای  روانی اضطراب واسترس می باشد ارزشیابی توصیفی با کاهش اضطراب واسترس وترس از مدرسه (خوش خلق، 1386)(نیک نژاد، 1386 ) (رزم آرا، 1385)(کلهر، 1384) مانع بروز صدمات بر وجسم روان کودک می شود همچنین ارزشیابی توصیفی ،ایجاد محیطی مناسب که در آن کمتر احساس شکست وجود دارد .نیاز دانش اموزان به پیشرفت ویادگیری ارضاء می نماید وموجب افزایش اعتماد به نفس (محمدی، 1384)آنان می شود. از سوی دیگر ایجاد شرایط امن و محیط خالی از استرس در محیط یادگیری(محمدی 1384)(خوش خلق، 1384)(نیک نژاد، 1386)(رزم آرا 1385،)، زمینه بر آورده شدن نیاز به امنیت و با حذف فضای رقابتی در کلاس درس و مدرسه  زمینه ارضای نیاز به ابراز وجود را در دانش آموزان  فراهم می اورد.

در زمینه جلب  مشارکت دانش آموزان در امور مربوط خود، ارزشیابی توصیفی اساسا با حذف فضای رقابتی کلاس زمینه را برای مشارکت دانش اموزان در فرایند یاد دهی – یادگیری فراهم می سازد .ارزشیابی توصیفی با تاکید بر خود سنجی وهمسال سنجی زمینه این مشارکت جویی رادر فرایند ارزشیابی و یادگیری را نیز ایجاد می نماید .مشاهدات برخی از محققان از کلاس های مجری طرح ارزشیابی توصیفی نشان می دهد که تمایل دانش اموزان به مشارکت در فعالیت های یادگیری قابل توجه است .(محمدی 1386)

بر این اساس می توان نتیجه گرفت که ارزشیابی توصیفی با حقوق اساسی کودک در محیطهای آموزشی متناسب بوده و از این منظر مورد تایئد است.

کلید واژه ها: حقوق کودک. حقوق تربیتی. ارزشیابی تحصیلی. ارزشیابی توصیفی.

 

 

 



[1] . کودکی در منابع حقوقی  به فاصله سنی بین یک تا هجده سالگی اطلاق می گردد.

[2] . این مولفه ها بر گرفته از سخنرانی دکتر رهامی عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم در محل دفتر یونیسف در تهران می باشد.

[3] . Protection

[4] . Prevention

[5] .Provison

[6] . Participation

[7] .

Stufflebeam

[8] .مرکز ارزشیابی آموزشی دانشگاه میشیگان آمریکا

نیما یوشیج

پدر شعر نوى ايران 21 آبان ماه 1276 در روستاى يوش مازندران به دنيا آمد. "نيما يوشيج" را در ايران به عنوان پدر شعر نو مى شناسند، همان گونه كه "ناظم حكمت" را در تركيه. و ما، تحت تأثير نگرش سطحى رايج به شعر، ياد گرفته ايم كه تحولى را كه نيما در شعر ايران به وجود آورد، تنها تحولى در وزن و ساختار شعر بدانيم، حال آن كه تاريخ ادبيات ايران ثابت كرده است كه شاعران به اقتضاى جهان بينى و ديدگاه هايى كه تحت تأثير جريانهاى فكرى زمانشان در آنها به وجود آمده است، دست به تحول در ساختار شعر زده اند. يعنى اين تحول ساختارى در راستاى تحولات فكرى و به مقتضاى آن به وجود آمده است. چنان كه نيما نيز پيش از هر چيز، اين تحولات را از زندگى ساده و حتى نام خود آغاز كرد و به زندگى اجتماعى شاعران هم عصرش انتقال داد و بدين سان، به سرمنشأ تحولات فكرى و ديدگاهى در شعر معاصر ايران تبديل شد.
نيما با نام اصلى "على اسفنديارى" روز 21 آبان ماه سال 1276 خورشيدى در روستاى يوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش "ابراهيم خان نورى"، كشاورز و گله دار بود. نيما روزگار كودكى اش را در روستاى يوش گذراند و در همان جا نيز تحصيلات ابتدايى خود را به پايان برد. سپس به تهران آمد و در دبيرستان "سن لويى" كه متعلق به يك هيأت كاتوليك رمى بود، تحصيلاتش را ادامه داد.
در همين مدرسه بود كه با "نظام وفا" كه معلم او بود، آشنا شد و تحت تأثير تشويق هاى او گرايشهاى خود را به سرودن شعر كشف كرد و باقى عمرش به تمامى وقف آن شد.
نيما يوشيج زبان فرانسه را به خوبى فرا گرفت و با ادبيات روز فرانسه و به تبع آن ادبيات روز جهان آشنا شد. همين آشنايى با ادبيات جهان براى او سرمنشأ نوآفرينى در شعرهايش و ادبيات معاصر فارسى بود. اشعار نخستين او با وجودى كه در قالب اوزان عروضى سروده شده، سرشار از مضامين نو و تخيلات شاعرانه است، بنابراين تحول در شعر نيما يوشيج ابتدا نه از ساختار كه از محتواى آن آغاز شد.
نخستين تحول بزرگ در زندگى شعرى نيما، چاپ بخشى از شعر بلند "افسانه" او در روزنامه "قرن بيستم" بود. اين شعر نه تنها تحولى در شعر نيما، كه سرآغاز تحولى عظيم در شعر معاصر ايران به شمار مى آيد.
نيما در سال 1317 خورشيدى فعاليتهاى فرهنگى خود را با كار در "مجله موسيقى"، ماهنامه وزارت فرهنگ آن دوران ادامه داد. او طى سلسله مقالاتى در اين مجله، نظرات فلاسفه جهان را درباره هنر انعكاس داد و به بررسى تأثير آثار ادبى اروپا بر ادبيات روز شرق پرداخت.
پدر شعر نوى ايران در سال 1328 خورشيدى در روابط عمومى و اداره تبليغات وزارت فرهنگ مشغول به كار شد و سرانجام در سال 1338 خورشيدى در محله تجريش تهران چشم از جهان فرو بست. پیکر وی به زادگاهش، یوش منتقل و به خاک سپرده شد.
از مهمترين آثار او مى توان به "شعر من"، "ماخ لولا"، "ناقوس"، "شهر صبح شهر شب"، "آهو و پرنده ها"، "دنيا خانه من است"، "قلم انداز"، "عنكبوت"، "فريادهاى ديگر"، "كندوهاى شبانه" و "آب در خوابگه مورچگان" اشاره كرد.
مجموعه كاملى از آثار نيما يوشيج براى نخستين بار در سال 1346 منتشر شد.

مدرسه ي عشق

درمجالي كه برايم باقي ست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس كنند
و بگويند خدا
خالق زيبايي
وسراينده ي عشق
آفريننده ي ماست
مهربانيست كه مارا به نكويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
ادامه نوشته

با محبت شايد با خشونت هرگز

بچه ها لال شوید بی ادبها ساکت
سخت آشفته و غمگین بودم با خودم می گفتم
بچه ها تنبل و بی تربیتند باید امروز یکی را بزنم
بی جهت اخم کنم و نخندم اصلا
خط کشی آوردم در هوا چرخاندم


ادامه نوشته

ارزشیابی توصیفی

متن زیر  ترجمه ی کارنامه ی دانش آموز علیرضا  است که در پایه ششم درمدرسه ی OLDKNOW لندن مشغول به تحصیل بوده است است

این کارنامه را با کارنامه ی دانش آموزان ایرانی مقایسه کنید قضاوت با شما

 

Oldknow   Junior  School

Annual  Report  - 2004   /2005

گزارش از دانش آموز عليرضا .......                                            سال ششم

انگليسي:

ساعت ادبيات يك قسمت اساسي از راهبرد ادبيات ملي است . عليرضا با سا ختار آشنا است . او ترغيب شده است تا در فعاليتهاي مشترك خواندن و نوشتن و كاركرد گروهي و مستقل فعاليت زيادي داشته باشد .

در خلال بحث گروهي ، او نظرات خود را با اطمينان كامل بيان كند و قادر است تا نظرات خودش را به روشني و دقت بيان نمايد . او به ايده ها و پيشنهادهاي ديگران فعالانه گوش مي دهد و پاسخ خود را ابراز مي دارد .  وقتي از او خواسته مي شود تا درباره فعاليت هايي كه انجام داده است صحبت كند، اوشرح مبسوطي را از كار به طور منسجم بيان مي كند و براي اين شرح زبان مناسبي را استفاده مي كند تا اطلاعات را به درستي منتقل نمايد .

ادامه نوشته

نامه ی لینکلن به معلم پسرش

پسرم را درس بدهيد
او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .
به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است

امیر ارسلان نامدار و قلعه سنگ باران , ارزشیابی توصیفی و حذف نمره

به نام خدا

دكتر محمد حسني

ارزشیابی توصیفی  طرحی آزمایشی است  در زمینه ارزشیابی تحصیلی که یکی از اهداف خود را مبارزه با بیست گرایی اعلام کرده است. گرچه در این طرح به خوبی نمره حذف شده و جایگزین آن یعنی بازخوردهای توصیفی تقویت شده است . اما به باور من  مبارزه با این عنصر فرهنگی ریشه دار در کشور ما به این سادگیها هم نیست . درکشوری که نمره بیست معادل مفهوم "خوب" است ( خیلی بیسته  و یا بیستی ) مبازه با نمره کاری به غایت پیچیده و مشکل است . گویی  قلعه سنگ باران است و امیر ارسلان نامداری(طرح ارزشیابی توصیفی) که تنک  و تنها به  دژ نفوذ ناپذیر فولاد زره و مادرش حمله می کند اما با بارانی از سنگها مواجه می شود. ولی به هر حال حملات پی در پی کار خود را خواهد کرد و روزی شاهد فرور ریختن  دژ مستحکم نمره  و  نمره گرایی در فرهنگ خود خواهیم بود .  این مقدمه را نوشتم تا زمینه مطالعه  مقاله " فشار نهادينه شده  براي کسب نمره" را فراهم کرده باشم. برای مشاهده مقاله رو ی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه نوشته

اعلام برگزاري آزمون

قابل توجه دانش آموزان و اولياء محترم:

اولين مرحله آزمون علمي  مدرسه در روز جمعه مورخه :۲۵/۸/۸۵  بصورت سوالات چهار گزينه اي از

۴ درس اول  تدريس شده دردروس ( راياضي - زبان - علوم تجربي - ديني - عربي - فارسي و

دستور - اجتماعي - تاريخ و جغرافي ) در هر پايه برگزار مي گردد.

ياد آوري اينكه : نفرات برتر مورد تشويق قرار خواهند گرفت.

اصول حاکم بر ارزشیابی تحصیلی مصوب شورای عالی آموزش و پرورش

به نام حق

به جرأت مي‌توان گفت كه ارزشيابي تحصيلي يكي از مؤلفه‌هاي اساسي هر نظام آموزشي است كه با ديگر مؤلفه‌ها درمقابل است. به گونه‌اي كه تغيير در اين مؤلفه، مؤلفه‌هاي ديگر را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد. اين نكته[1] موجب شده است كه در دهه هفتاد هجري شمسي اين مؤلفه مد نظر سياست‌گذاران و تصميم‌گيرندگان نظام آموزشي قرار گيرد. طرح و تصويب آئين‌نامه امتحانات دونوبتي و آغاز اجراي آزمايشي ارزشيابي توصيفي از نشانه‌هاي اين تحولات است. شورای عالی آموزش و پرورش  در راستاي اين دگرگوني‌ها اقدام به تصويب اصول حاكم بر ارزشيابي نمود. مصوبه شمارة 713 مورخ 21/7/1383 شامل شانزده اصل می باشد که به تمام بخشهای آموزش و پرورش ابلاغ شده است . آنها موظفند در تصمیم گیریها و برنامه های خود در حوزه ارزشیابی این اصول را مد نظر قرار دهند. اين عمل شورای عالی آموزش و پرورش  در نوع خود در تاريخ مصوبات شورای عالی و تحولات در زمينه ارزشيابي تحصيلي بي‌بديل است و لذا مصوبه‌ اي در خور اعتنا و با ارزش تلقي مي‌شود.

بررسي محتواي اين اصول مصوب نشان از چرخش ديدگاه نظام آموزشي از رويكرد سنتي به رويكردهاي جديد در مقوله ارزشیابی است. ترديدي نيست اين اصول تحت تأثير تحولاتي است كه در زمينه دانش سنجش و ارزشيابي و روانشناسي و جامعه‌شناسي رخ داده است. همانگونه كه ارزشيابي تحصيلي موجود به اتكا مباني نظري است كه در روانشناسي رفتارگرايي نظريات روانسنجي كلاسيك و نظريه برنامه ریزی درسي با رویکرد كارايي اجتماعي استوار بوده است (Shepard, 2000) در اين اصول، مباني و مفاهيم جديدي به چشم مي‌خورد كه بسياري از آنها در ادبيات مربوط به ارزشيابي سنتي ديده نمي‌شود.

از آنجا كه اصول پيشنهادي شوراي عالي تابلوهاي راهنماي فعاليتهاي گوناگون تربيتي در سطوح مختلف است نيازمند شرح و بسط هستند. بي‌ترديد درك عميق اين اصول زمينه مساعدتري را براي به كارگيري آنها در صحنة عمل فراهم مي‌آورد. در ایجا برای آگاهی شما اصول شانزدگانه را می آوریم . برای مطالعه این اصول روی ادامه کلیک کنید.

 



1- به نظر مي‌رسد كه مشاركت ايران در پروژة تيمز (Timss) و اعلام نتايج آن در سه مرحله يكي از عوامل مهم توجه سياست‌گذاران به موضوع ارزشيابي تحصيلي بوده است. گرچه تحولات جهاني و تجربيات كشورهاي ديگر در آن بي‌تأثير نبوده است.

ادامه نوشته

ارزشیابی توصیفی و مدرسه زندگی

به نام خدا

دکتر محمد حسنی

مدتی است که اصطلاح مدرسه زندگی در محافل رسمی آموزش و پرورش بر سر زبانها افتاده  و به صورت شعاری جذاب در آمد است .با این حال تبیین دقیقی از کم و کیف  آن صورت نگرفته است که مدرسه زندگی چیست و چگونه می توان آن را ایجاد کرد.جستجوی کوتاهی در اینترنت  از طریق موتور جستجوی گوگل نشان از فقر منبع در این زمینه را دارد.البته  این مفهوم در ادبیات فلسفه تعلیم و تربیت پر سابقه است و شاید فیلسوفان تربیتی پراگماتیست بیشترین توجه را به آن داشته اند. بدیهی است که مدرسه زندگی پراگماتیستها با آنچه که امروزه در ایران و در این زمان از آن صحبت می شود متفاوت است اگرچه به صورت نظری در باره آن بحثی نشده است.ظاهراً سرنوشت این مدرسه نیز مانند مدرسه با نشاط و مدرسه سبز است که در سالهای قبل مطرح شد و به دلیل نداشتن مبانی نظری مستحکم و برنامه های عملی و اجرایی بایگانی شد.

صرف نظر از این واقعیت به نظر من آنچه صفت زندگی یا سبز و یا بانشاط  را به یک مدرسه می بخشد رنگ و لعاب ،وسایل شیک و مدرن، دار و درخت و پخش موسیقی شاد در زنگ تفریح و مانند اینها نیست. بلکه فضای حلکم بر مدرسه است که بچه ها با علاقه و بی دغدغه مشغول یادگیری باشند _ البته نوع و محتوای یادگیری نیز مهم است – یعنی همانگونه که در زندگی عادی خود بی دغدغه و نگرانی چیزهای زیادی را یاد می گیرند در اینجا هم با آسودگی خیال و بدون نگرانی از حساب پس دادن به معلم و خانواده و چشم و هم چشمی یا بگیرند. مدرسه زندگی مدرسه ای است که فضای تهدید و رقابت در آن نباشد مدرسه ای که دانش آموزان با آرامش خاطر در مسیر یادگیری سفر کنند. برای ایجاد چنین مدرسه ای باید به بسیاری از عناصر و مولفه های توجه نمود و بسیاری از آنها را بازنگری کرد. از جمله عناصر مهم و حساس و تاثیر گذار رویکرد ارزشیابی تحصیلی است. تغییر رویکرد ارزشیابی در مدرسه می توان یکی از مولفه های زندگی ساز در مدرسه تلقی گردد.برای این مدعا شواهد زیادی در دست است ازجمله جدید ترین آن  پژوهشی است که توسط خانم نیک نژاد انجام شده است. این پژوهش در خصوص تاثیر رویکرد ارزشیابی (کمی- توصیفی )بر تر س از مدرسه دانش آموزان انجام گرفته است . چکیده  این پژوهش  را که موید مدعای فوق است . ملاحظه کنید .


ادامه نوشته

جایگاه اصول در آموزش و پرورش

هوالحکیم
دکتر محمد حسنی

ترديدي نيست كه تعليم و تربيت دانش كاربردي [1]است و گرانبار از گزاره‌هاي تجويزي[2] اين گزاره‌هاي تجويزي اساس و بنياد هر نظريه عملي در علوم كاربردي است. در منابع  و متون تربیتی بسار به جملات زیر بر می خوریم :

به دانش آموزان باید احترام گذاشت.

دانش اموز باید به مقام قرب الهی برسد

باید از روشهای تدریس فعال استفاده کرد.

هنگام پرسیدن باید به دانش آموزان فرصت فکر کردن داد.

نباید دانش آموزان را تنبیه بدنی کرد.

 باید داشن آموزان  مهارتهای لازم برای زندگی را در مدرسه  کسب کنند.

اینها در واقع تجویزاتی هستند که پیوسته کارگزاران با آن سروکار دارند. این بایدها در سطوح متفاوتی مطرح می شوند .برخی هدف هستند یعنی وضعیت های نهایی ومطلوب . برخی راهنمای کلی برای رسیدن به اهداف و برخی جزیی تر به راهکارهای عملی با مصادیق توجه دارند. در یک تحلیل از گزاره های رایج در متون تربیتی می توان آنها را به سه گرو تقسیم نمود که عبارتند از :هدف، اصل و روش. این سسه در واقع اسکلت و سه بنیاد یک نظریه تربیتی نیز محسوب می شود.هر نظریه تربیتی باید موضع خود را درباره موضوعات بنیادی سه گانه مذکور مشخص نماید.

هدف گزاره ای است كه كيفيات مطلوب را در حيات آدمي به تصوير مي‌كشد كه در سطوح مختلف قرار دارد در سطح اول ناظر به كليت حيات آدمي باشد که به آنها اهداف غایی می گویند و در سطح دوم كيفيات مطلوب ناظر به هر يك از ابعاد وجودي آدمي است مانند بعد شناختي و ... و درسطح سوم ناظر به كيفيات جزيي‌تر مرتبط با ابعاد وجودي است مانند مهارتها و شناختها و نگرشهاي مرتبط با آن.

اصل های تربیتی  ، گزاره‌هاي تجويزي هستندكه راهنماي عمل كارگزاران در سطوح مختلف مي‌باشند يعني آنها مي‌تواننند در تصميم‌گيريهای  تربيتي در موقعیتهای  مختلف در نظام آموزشی از آنها بهره ببرند. شكي نيست كه اين اصول راهنما در راستاي تحقق كيفيات مطلوب تصريح شده يعني اهداف هستند. به سخن دیگر کار گزاران نظام آموزشی را در رسیدن به اهداف تربیتی یاری می رسانند .

اما اين كه اصول از كجا به دست مي‌آيند خود موضوع وپرسش مهمي است كه دیدگاههای متفاوتی در باره آن وجود دارد. دکتر هوشيار مي‌گويد اصل های تربیتی کشف کردني هستند نه وضع کردني. چنين اعتقادي به اين معني است که اصلها به صورت استقرايي مانند  تحقيقات تجربي و یا از تحققیات تجربی به دست مي‌آيد گروهي ديگر از دانشمندان و صاحبنظران نيز چنين اعتقادي دارند. به اعتقاد آنها ساختار گزاره های علمی توصیفی بوده و جهت گیری ارزشی ندارند. اما گزاره های مربوط به اصل های تربیتی ساخت نحوی بایدی دارند  این گروه این گونه استدلال می کنند که  اگر بپذيرم اصل ها  در علوم کاربردي به ویژه در علوم تربیتی ساختار «بايدي» دارد يعني حاوي «بايد» هستند و عملي را تجويز و توصيه مي‌نمايند، اين احکام نمي‌تواند مستقيماً کشف کردني باشد و لذا به نوعي وضع کردني و به بیان فلسفه اسلامی اعتباری هستند[3]. اما اعتبار کردن و یا  وضع اصول و تجويز های  مؤثر براي راهنمايی عمل کارگزاران امری دلبخواهي نيست بلکه اين اصول با استنتاج از مباني نظري علمی  و فلسفي مرتبط با موضوع به دست مي‌آيند.بنابر این نمی توان بی بنیاد و اساس معتبر به وضع اصول اقدام نمود . بی تردید وضع اصول تربیتی ناظر به واقعیتهای حیات انسانی است . لذا ازیافته های دانشهای محتلف مرتبط بهره می گیرد در حقیقت فرایند ذهنی اعتبار سازی و وضع هنجارهای عملی تربیتی ناظر به واقعیتها ست که در علوم تجربی و فلسفه تبیین می شوند. به سخن دیگر هر مدعای اصولی در تعلیم و تربیت باید توجیه پذیر باشد و از منابع وثیقی اعتبار گیرند.

به سخن ديگر در يک فرآيند فکري از يک سري نظريه‌ها ونتايج تحقيقات در حوزه‌هاي روانشناسي، جامعه‌شناسي، پزشکي ، نظريه‌هاي فلسفي و مبانی دینی تجويزاتي براي عمل تربیتی  به دست مي‌آيد. از آنجا که اين تجويزات جنبه کلي دارند، براي نزديک شدن به حوزه عمل و کاربردي‌تر شدن، باید مصاديق و يا بايدهاي جزيي‌تر از آنها استنتاج ‌شود . این مصادیق و بایدهای جزیی را می توان  روش يا راهکار نام نهاد.                                                   

مباني

اصول

روش

کاربرد اصلهای تربیتی

     بدون در نظر گرفتن اصول کلی ، نظریه ها ، رویکردها، روشها و سياستهاي موجود آموزش و پرورش را نمي توان مورد انتقاد قرار داد. از انجا که نقد وضع موجود يكي از فعاليتهاي مهم یک کارگزار فکور است؛ بي ترديد بدون در نظر داشتن نظريه يا ملاكهاي مشخص اين كار امكان پذير نمي باشد. اصول مي تواند به عنوان ملاكها، يا بخشي از ملاكها براي نقد وضع موجود و نقد نظريه‌ها و رويكردهاي مورد قبول و جاري، استفاده شود.

همچنین اصول می توانند به کارگزاران نظام آموزشی کمک کند تا بخشی از وضعیت مطلوب را ترسیم نمایند و برنامه و فعالتیهای تربیتی خود را در سطوح محتلف از کلاس درس تا مدیریت مدرسه تا سیاست گذاری کلان را مورد ارزیابی قرار دهند. به سخن دیگر آگاهی عمیق از این اصول به غنای عمل کار گزار منجر می گردد و او یاری می نماید تا تصمیمات درستی اتخاذ کند واطمینان داشته باشد که  برای عمل خود مبنای توجیه پذیری در اختیار دارد.

باتوجه به مباحث بالا اهمیت آگاهی اصول کاملا روشن و مبرهن می شود . مومضوع اساسی این است که آگاهی از این اصول نباید در حد اطلاع داشتن باشد . زیرا این سطح از آگاهی نمی تواند منجر به عمل شود. آگاهی باید عمیق تر و در حد توجیه این اصول و برخی دلالتهای آنها باشد. بحث در باره نشائ اصول تربیتی پردامنه و گسترده است. برای غنای آگاهی خوانندگان در خصوص اصول در آموزش و پرورش به ویژه با رویکرد اسلامی اینترنتی دو مصاحبه در زیرمی آورم. بی تردید مطالعه آن برای علاقمندان مفید خواهد بود.

  مصاحبه با دکتر عبدالعظیم کریمی عضو هیات علمی پژوهشکده تعلیم و تربیت

مصاحبه با حجه الاسلام دکتر علی اکبر حسنی استادیار دانشگاه تهران

http://www.iranpress.ir/farhang/Template1/Home.aspx?VID=6

 



[1] . applied science

[2] . prescriptive

[3] .این موضوع قابل مناقشه است واصطلاح وضع کردنی نیز نارسا است وگاه مستعد بد فهمی.