آیا تزکیه بر تعلیم مقدم است؟

به نام حکیم یگانه

دکتر محمد حسنی

     یکی از چالشهای فکری در یکی دو دهه اخیر در نظام آموزشی ایران بحث تمایز مفهومی" تعلیم" و "تربیت" است .این تمایز درآغاز انقلاب منجر به تمایر عملیاتی در نظام آموزش رسمی کشور نیز شد.  به این صورت تشکیلات امور تربیتی که در سالهای قبل از انقلاب به صورت محدود و بیشتر با رویکرد فعالیتها ی فوق برنامه دنبال می شد به شدت گسترش یافت و به معاونت قوی تبدیل شد و تشکیلاتش به تمامی مدارس گسترش یافت.بااین استدلال که این نهاد خلاء تربیتی عملکرد مدارس را پر می کند.البته مسائل سیاسی از جمله کاهش نفوذ گروهکها در نظام آموزشی در گشترش آن بی تاثیرنبود.

      یکی از پیش فرضهای مهم و اساسی این رویکرد تفکیکی  شعار محوری "تقدم تزکیه بر تعلیم است"که متکی بر برداشتی از آیات قران است که در آن این گونه آمده است که "یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه"(سوره جمعه/2). اینان تزکیه را مترادف با تربیت گرفته وآن را مقدم بر تعلیم و بالمال متمایز و منفک از آن می دانند. من در مقاله ای که به رویت می رسانم با بررسی خود این گزاره مبنایی این گروه را نقد کرده ام و نشان داده ام که     تزکیه را نمی توان مترادف با تربیت گرفت  وآن را مقدم بر تعلیم تصور کرد.

     نکته جالب اینجا ست که این تشکیلات سازمانی امور تربیتی که به دلیل چالشهای فراوان در دولت قبل بر چیده شده بود و وظایف آن به معاونت آموزشی واگذار شده بود  در دولت جدید مجددا احیا شد . این مقاله نقدی است بر مبانی نظری این دیدگاه احیاگر تشکیلات امورتربیتی.

این مقاله در شماره اخیر نشریه علمی پژوهشی دانشکده علوم تربیتی و روانشاسی دانشگاه تهران منتشر شده است.

ادامه نوشته

برگي از دفتر آفتاب ؛ صحيفه سجاديه

سپاس خدائى را كه اول است بى آنكه پيش از او اولى باشد، و آخر است بى آنكه پس از او آخرى باشد. خدائى كه ديده ‏هاى بينندگان از ديدنش فرو مانده و انديشه ‏هاى توصيف كنندگان از وصفش عاجز شده ‏اند. آفريدگان را به قدرت خود پديده آورده، و ايشان را بر وفق خواست خود اختراع فرموده، آنگاه در طريق اراده خود روان ساخته و در راه محبت خود برانگيخته، در حالى كه از حدى كه بر ايشان تعيين نموده قدمى پيش و پس نتوانند نهاد، و براى هر يك از ايشان روزى معلوم مقسومى قرار داده: هر كه را فزونى داده، كاهنده ‏اى را نيروى كاستن آن نه. و هر كه را كه را كاستى داده افزاينده ‏اى را قدرت افزون بر آن نيست. سپس براى او در زندگى مدت معلومى تعيين كرده و پايان معينى قرار داده كه با روزهاى عمر خود بسوى آن گام بر مى‏ دارد و با سالهاى زندگيش به آن نزديك مى ‏شود، تا چون به پايان مدتش رسيد و پيمانه عمرش را پر كرد او را به طرف ثواب سرشار يا عقاب وحشتبار خود فرا كشد، و به آئين عدالت كسانى را كه بدى كرده ‏اند به عمل خود و آنان را كه نيكوئى كرده ‏اند به نيكى جزا دهد.

منزه است نام هاى او و پياپى است نعمتهاى او، از كرده خود مسئول نيست و ديگران مسئولند.

و سپاس خداى را بر آنچه از خدائى خود بما شناسانده، و بر آنچه از شكر خود بما الهام كرده، و بر آن درها كه از علم ربوبيتش بر ما گشوده و بر اخلاص در توحيدش كه ما را به آن رهبرى كرده و ما را از كجروى و شك در كار خودش دور ساخته، چنان سپاسى كه به آن در زمره سپاسگزاران خلقش زندگى كنيم، و بر هر كه به خشنودى و عفوش پيشى جسته سبقت گيريم. سپاسى كه به يمن تأييد آن شانه بر شانه فرشتگان مقرب او زنيم، و در اقامتگاه جاودانى و سراى عزت سرمديش در سلك پيغمبران مرسل در آئيم.