امیر ارسلان نامدار و قلعه سنگ باران , ارزشیابی توصیفی و حذف نمره
فشار نهادينه شده براي کسب نمره
در نظام ارزشيابي موجود کشورمان که کاربرد مقياس فاصله اي (20-0) سابقه ای طولانی داشته و بسيار رايج است ، پديده اي شکل گرفته است که مي توان فشار نهادي براي کسب نمره[1] ناميد (Inou,2005). به سخن ديگر، بر اساس رويکرد کاهش گرایانه نظام ارزشيابي تحصيلي ، که پيشرفت تحصيلي را در موفقيت در پاسخ به تعدادي سوال امتحان خلاصه مي نمايند و آن را براساس مقياس فاصله اي صفر تا بيست، اعلام مي نمايد . پيشرفت خلاصه و کاسته شده است در نمره و نمره، نماد پيشرفت است . به همين علت کسب نمره، بسيار حساس و سرنوشت ساز است . به گونه اي که به صورت يک فشار نهادينه درآمده است. دانش آموز از ناحيه والدين ، جامعه ، مدرسه و معلم براي کسب نمره در فشار است و همچنين مدرسه و معلم براي اين امر از ناحيه بخشهاي ديگر جامعه تحت فشار نمره قرار دارد . به هر حال همه به گونه اي سرگرم و دلمشغول نمره هستند. اين فشار براي کسب نمره ، آثار نامطلوبي بر فرآيند آموزش و يادگيري در مدرسه و کلاس درس دارد . نتيجه فرآيند ياددهي _ يادگيري را در نمره خلاصه کردن، آسيبهاي زيادي را برجاي مي گذارد و عملاً باعث مي شود که کودکان و نوجوانان ما از تجربه هاي مفيدي که مي توانند در حين زندگي آموزشگاهي داشته باشند ، محروم نمايد
اين وضعيت ، مشابه افسانه اي است که کوئليو در داستان کيمياگر نقل مي کند که کاسبي پسرش را نزد مرد فرزانه اي که در قصر زيبايي زندگي مي کرد ، فرستاد تا راز خوش بختي را از او بياموزد .
« مرد فرزانه به دقت به دليل ملاقات پسرک گوش داد ، اما به او گفت در آن لحظه فرصت ندارد تا راز خوشبختي را برايش توضيح دهد . به او پيشنهاد کرد نگاهي به گوشه و کنار قصر بياندازد و دو ساعت بعد برگردد . بعد يک قاشق چايخوري به پسرک داد و دوقطره روغن در آن ريخت و گفت : " علاوه بر آن مي خواهم از تو خواهش بکنم همچنان که مي گردي اين قاشق را در دست بگير و نگذار روغن درون آن بريزد "
پسرک شروع کرد به بالا و پايين رفتن از پلکان قصر ، و در تمام آن مدت چشمش را به آن قاشق دوخته بود . پس از دو ساعت به حضور مرد فرزانه بازگشت . مرد فرزانه پرسيد : " فرشهاي ايراني تالارهاي غذاخوري را ديدي؟ باغي را ديدي که ايجادش ، ده سال وقت استاد باغبان را گرفته است ؟ متوجه پوست نوشته هاي زيباي کتابخانه ام شدي ؟ " پسرک ، شرم زده اعتراف کرد که هيچ نديده است تنها دغدغه او اين بود که روغني که مرد فرزانه به او سپرده بود نريزد .» ( کوئليو ، ترجمه حجازي ، 1379:62)
کودکان ما مانند پسرک کاسب اين افسانهکه نگران نریختن روغنها بود و لذا محروم از تماشای زیباییهای قصر ، چنان دغدغه نمره را دارند و تحت فشار نمره از سوي جامعه و خانواده و مدرسه هستند که از فرصتهاي تربيتي مدرسه و از آن مهم تر از لحظات زندگی به خوبي استفاده نمي کنند و يا به عبارتي اجازه استفاده از آن فرصتهای زندگی و مدرسه را به آنها نمي دهند . به آنها اجازه داده نمی شود تجربيات سودمندي در کلاس و مدرسه داشته باشند.
چشم انداز زندگی انسانی کودکان در حصار تنگ نمره قرار گرفته و آنها را محروم از لذت زندگی کردن کرده است . به همين سان مدرسه و معلم، تحت فشار همين نمره، ناتوان از فراهم نمودن فرصتهاي تربيتي ارزشمندي هستند که کودکان مي توانند در مدرسه داشته باشند . والدين رشد و بالندگي کودکانشان را درنمره مي بينند، ديگر تجربيات سودمند برای زندگی را ناديده مي گيرند، و لذا آنها را تحت فشار قرار داده توبیخ ، تحقیر ، تطمیع و تنبیه می نمایند و بسیاری از کودکان با نشاط این مرز و بوم را به گناه ناکرده افسرده و غمگین کرده است.
اين وضعیت ،آسيبهاي ناگواري براي نظام آموزشي دارد و باعث ناکارآمدي نظام آموزشي و کاهش کيفيت يادگيري و بي حاصل شدن تجربه هاي يادگيري آموزشگاهي مي شود. به واقع تجربه های مدرسه ای را سرد و لغزنده کرده است به گونه ای که به سرعت آثار مثبت آن زایل شده و از دست می رود. اين رويه را نمره گرايي يا بيست گرايي مي نامند که به يک عنصر فرهنگي و باور عمیق تبديل شده است. ماجرای امتحان نهایی درس فیزیک سال سوم رشته ریاضی خرداد 86 که پای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس محترم شورای اسلامی را نیز به میان آورد؛ دلیلی جز این درخواست نهادینه شده برای نمره نداشت . دغدغه اصلی والدین و دانش آموزان کاهش نمره (به زعم آنها به سبب سختی سوالات امتحان ) و معدل کل و به تبع ان کاهش آثر مثبت آن بر قبولی در کنکور بود.
به نظر من آنچه که مدرسه های کشور مار ا از صفت زندگی دور می سازد همین روحیه نمره گرایی و به سخن دیگر فشار نامحسوس اما سنگین برای کسب نمره است . این فشار مدرسه ها را از کارایی و اثر بخشی محروم می سازد. تیم مدیرت جدید در وزارت آموزش و پرورش اگر بخواهد در مسیر مدرسه زندگی که سیاست اصلی خود اعلام کرده اند حرکت کنند باید این موضوع را از جنبه جامعه شناسی مورد بررسی قرار داده و در جهت فروکاهش فضای سنگنین نمره گرایی در مدرسه تلاش کنند. همچنین لازم است که روند اجرای طر ح ارزشیابی توصیفی را که کند و ضعیف شده است تقویت نمایند. انشاالله