تبریک
۱- رضا بیات ۲- مجتبی شریفی نیا ۳ - وحید نجاتی
و دبیران ارجمند تبریک عرض می نماییم .
فاطمه يعنی گل ياس نبی (ص)
فاطمه يعنی گل ياس نبی (ص)
شاخه احساس طوبی نبی (ص)
نم نم باران بي کسي از ابرهاي غربت باريدن گرفته و توفان سهمگين خزان به سمت آشيانه اول مظلوم عالم شتاب مي گيرد. با تقدير چه مي شود کرد با دست هاي بسته شده با طناب رذالت مردم مدينه، علي (ع) نيز نمي تواند از نفوذ آتش داغ فاطمه (س) به خرمن خويش ممانعت کند. او فرزندان فاطمه (س) را در پناه خويش مي گيرد و در آئينه چشم هايشان قصه سراسر غصه زندگي شان را نظاره مي نمايد. آرام اشک مي ريزد. مي خواهد زبان بگشايد و با فاطمه (س) درد دل کند اما مي هراسد که ضجه اي از دل دردانه پيامبر برخيزد و زمين و زمان را به هم بدوزد و شراره هاي اشک او آتش بر عالم اندازد، اما نه، براي درد دل با فاطمه همان يک نگاه کافي است.
و علي (ع) چه غريبانه با چشم هاي نافذش به فاطمه مي نگرد و با نگاه او درد دل مي کند:
فاطمه جان! اينک آغاز طلوع توست که جانت به غروب نشست و در پناه آن مي خواهي چشم بر مردمي ببندي که آرزوي خزانت را در دل مي پروراندند.
فاطمه جان! اندکي صبر کن؛ مگذار غم تنهايي و غربت، آتش بر قلب علي (ع) اندازد مگر نه آن که در شب هاي بي کسي علي (ع) پا به پاي او کوبه کرامت خويش را بر درهاي جهالت مردم کوبيدي تا شايد صداي مردي از پس آن به حمايت از علي شنيده شود اما دريغ از يک مرد.
فاطمه! پرواز را از تو بايد آموخت تو که به عشق ولايت، شربت شهادت را جرعه جرعه سرکشيدي و اندک اندک آب شدي. حال چه فرقي مي کند براي تو که دفاع تو را از علي (ع) به حساب دفاع از مرد زندگيت بگذارند و يا دفاع از مقام شامخ ولايت در برابر مردمي که پيمان هايشان سست تر از تار عنکبوت بود و خواسته هايشان سرشار از مطامع دنيوي. تو را درد جهالت مردمي کشت که روزگاري سرور زنانشان بودي و حال از جواب به سلام تو نيز مضايقه مي کنند.
اي آسمان سرشار از ابرهاي دلتنگي، اي بانوي آفتاب، آب و آتش را چه به تفاهم، که آب چشم تو هرگز با آتش قلبت جمع نمي شود و يقين همان آتش درونت بود که همه وجودت را بلعيد و آن گاه شعله ور شد که مرد زندگيت را دست بسته در ميان مردمي ديدي که پوست سياست به دندان گرفته بودند و چوب حراج بر پيکر شرافت وجودي خويش مي کوبيدند و عجيب نيست که در ميان چنين قومي، التماس هاي مظلومانه ات نيز نتواند گره طناب مقدس مآبان را از دست هاي علي (ع) بگشايد.
اما روزگار غريبي است زماني که سلام فاطمه بي جواب مي ماند. غم و اندوه هجر رسول (ص) همسايه ديوار به ديوار دل فاطمه (س) مي شود. اي عصمت عظماي الهي! روزگار بي تو بودن يعني خاکستر شدن با آتش بي کسي و تنهايي؛ چرا که بعد از رفتنت غربت با علي (ع) قرابت خواهد نمود و هنگام عروج تو با هودجي از نور، علي (ع) نيز در خيمه بي کسي خويش به ياد روزهاي با فاطمه (س) بودن آرام آرام خواهد گريست. چرا که غروبت آيه هاي غربت علي (ع) است.
اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانیم که معنويت رشته هاي چادرت دست نياز مي آويزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه مي زند. برهوت اين دنياي خاکي شايان ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو که در آيينه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانه ات با پهلويي شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي...
ولادت بوعلی سینا

بي شك شيخ ابوعلي سينا ثمره اي ارزنده از درخت تناور علم و دانش و
جلوه اي بارز از نقش ايرانيان در اعتلاي تمدن اسلامي است. وي نه تنها
اعتباري براي تمدن ايراني و اسلامي، بلكه چهره اي تابناك در تاريخ تمدن
جهان نيز به شمار ميرود.
شهادت حضرت زهرا(س)
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته های چادرت دست نیاز می آویزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
3 جمادی الثانی پرپر شدن یاس بوستان رسول، بانوی عفاف و عصمت، حضرت زهرای بتول علیهاالسلام را تسلیت می گوییم.
ولادت حضرت زینب کبری(س)
|
السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله) ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.
|
|
میلاد پرستار بزرگ مکتب شهادت
آنگاه كه خورشيد سر بر دوش كوه مي نهد و مي آرامد، برگ هاي سبز بر روي هم مي لغزند و در سكوتي سبز لبخند مي زنند و چشمه اي آرام و بي صدا، آهسته مي جوشد، او، همان سپيده صبح، همان طليعه آبي، با قامتي استوار، با عزمي راسخ و با روحي عظيم، تمام كوچه هاي پر پيچ و خم شب را، در مي نوردد و گاه، تجديد حيات پدري و التيام زخم كهنه عشقي و ترميم دل شكسته مهربان مادري است كه هميشه در آسمان زندگي اش مي درخشد.
از تبار بزرگ زن تاريخ است. انگار كه آگاه به تمام غصه هاي زمين است. پشت پنجره هايي كه رو به غروبند، هر سحر، در طلوع نگاه آذر گونه ي خورشيد؛ نسرين را آرام، هجا مي كند، با خطبه اي از عشق. و ترنمي كه در صدايش موج مي زند، تمام غصه هاي سنگين از بار غم را مي شكند و صداي گامهايش، كه در پناه نگاه مهتابي ماه، به گوش باغ مي رسد، تو را و انديشه ات را مي برد به ابدي ترين صفحه تاريخ، به برگ عشق و خون به نام زينب (س). او كه در هر برهوتي خونين، اشك مي بارد، آه مي سرايد و با طنين شيوا و حزين صحبتش، زمين و زمان را بر هر آنچه كه بر برادر گذشته، زنده نگاه ميدارد. بر پيكره شب هايي كه از كسالت گنگند، ناله اي از پيچك خميده به ديوار بر مي خيزد. لبخند است. و او، نبض زمان را مي گيرد و مي بيند، كه در ميلاد سرورش چه با شتاب مي تپد. و خداي را مي ستاييم، چون تو را براي زمين آفريد.
زينب، تو، از كجاوه ي بلند ماه، والاتري و از ترجمه ي عميق عشق، برتر. با كدامين لغزش قلم مي توان تفسيرت كرد. اي بلنداي نوراني. و ما غرق در دردهايي كه هميشه مي سوزاندمان، تو را در لحظه هايمان مي كاويم.
اي هميشه نام تو بر جهان تابان، صداي زنگ كاروان توست، كه مي لرزاندمان. دست به استغاثه برداشته ايم و مي شنويم، صداي گام هاي خودماني تري را كه از روحمان، به خودمان، آشناتر است.
و پرستار همان ترجمه عشق، هجاي نور و تنديس الفت و انس. كه روحي پر ستاره دارد و دلي سر ريز از باران ستاره. هميشه با غربت و غريبي ناآشناست، چون هميشه زينب (س) را دارد. و تو، هميشه بر پلكاني از نور، در فراسوي افق، پرستار را نظاره مي كني. تا ابد. تا آنجا كه هميشه نور است و روشني.
ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.
طرز تهيه مارمالاد انجير
| ||
|
مواد لازم: انجير رسيده : 1 کيلو شکر :5/1 کيلو آب : 1 ليوان | ||
|
در ابتدا انجيرها را شسته و اضافات آن را تمييز مي کنيم. سپس انجيرها را کاملاً له کرده ( يا با دست و يا با مخلوط کن ) تا انجير ها کاملاً مانند خمير درايد. |
![]() | |
![]() |
شکر را به انجيرها اضافه مي کنيم و آب را نيز داخل آنها ريخته و همگي را داخل قابلمه مناسبي مي ريزيم | |
|
روي حرارت ملايم گاز به مدت 25 دقيقه مي جوشانيم . بايد دقت کنيم که در تمام مدت اين مخلوط را هم مي زنيم به ازاي هر يک کيلو انجير يک قاشق غذاخوري آبليمو به مارمالاد اضافه مي کنيم تا بعداً شکرک نزند |
![]() | |
![]() |
پس از اينکه مارمالادي نرم و خميري آماده شد مي گذاريم کاملاً سرد شود, سپس داخل يک ظرف شيشه اي در يخچال نگهداري مي کنيم. از مارمالاد در صبحانه , روي بستني , و تزئيين کيک و يا دسر ها مي توان استفاده کرد. ضمناً براي استفاده طولاني از مارمالاد آنرا در يک شيشه در دار ريخته و به مدت 1 ساعت شيشه را بصورت وارونه روي درب قرار مي دهيم تا هواي اضافه آن خارج شود و از کپک زدن جلوگيري شود. | |
قابل توجه دبیران حرفه وفن سال سوم
| دبيران محترم سال سوم طبق آخرين تغييرات وزارت بهداشت, درمان و آموزش پزشکي به جاي صفحه 42 کتاب اين جدول را به دانش آموزان آموزش دهيد |
| برنامه ايمن سازي کودکان با توجه به شرايط اپيدميولوژيک کشور | ||
| سن | نوع واکسن | توضيحات |
| بدو تولد | *ب.ث.ژ - فلج اطفال **هپاتيت ب |
در کودکان زير يک سال, مقدار واکسن « ب. ث . ژ» (0.05) ميلي ليتر معادل نصف دوز بالغين است. |
| دو ماهگي | سه گانه - فلج اطفال - هپاتيت ب | |
| 4 ماهگي | سه گانه - فلج اطفال | |
| 6 ماهگي | سه گانه - فلج اطفال - هپاتيت ب | |
| 12 ماهگي | MMR | اين واکسن شامل واکسن هاي سرخک, سرخجه و اوريون مي باشد. |
| 18 ماهگي | سه گانه - فلج اطفال | |
| 4-6 سالگي*** | سه گانه - فلج اطفال - MMR | |
|
* |
منظور از فلج اطفال قطره خوراکي فلج اطفال است. |
|
** |
واکسن هپاتيت ب کودکان نارس با وزن کمتر از 2000 گرم چنانچه در وقت مقرر مراجعه نموده باشند در 4 نوبت ( بدو تولد, يک ماهگي , دو ماهگي و 6 ماهگي) انجام مي شود. |
|
*** |
پس از آخرين نوبت واکسن سه گانه, هر ده سال يک بار واکسن دوگانه ويژه بزرگسالان بايستي تزريق شود. |
شيوهنامهي تصحيح املاي فارسي در تمامي مقاطع تحصيلي
الف - يك غلطي ها و نيم غلطي ها
|
عناوين غلطهاي املايي |
نيم غلطي | يك غلطي |
ملاحظات |
|
الف- انتخاب نابهجا
|
* * * * * |
| |
|
ب- حرف نادرست
|
* * * *
* * * * * * * * |
| |
|
پ- نشانهي نادرست
|
* |
| |
|
ت- انفصال نادرست
(منظور كلماتي است كه در هيچ يك از كتابهاي درسي موجود به شكل جدا ديده نشدهاند) |
* * |
| |
|
ث - كلمهي نادرست(فاقد ارزش املايي)
(اگر كلمهي مكرّر صحيح باشد، بار اوّل غلط محسوب نميشود ولي براي بار دوم و بيشتر در كلّ املا يك غلط محسوب ميشود) |
* * *
* * |
| |
ب - موارد دو املايي
|
عناوين دو املايي |
مصوبه |
گونه ي ديگر |
دو املايي |
|
الف- اتّصال و انفصال
اتصال و انفصال «است، اند»
اتصا ل و انفصال پيشوند «به»
اتصا ل و انفصال «بي»
اتصا ل و انفصال «تر»، «ترين»
اتصا ل و انفصال «چه»
اتصا ل و انفصال «كلمات تركيبي»
اتصا ل و انفصال «كه»
اتصا ل و انفصال «ها»
اتصا ل و انفصال «هم» اتصا ل و انفصال «به، مي» |
«معلم است، معلماند»
«به نام»، «بهخصوص»
«بيعلاقه»
«بزرگتر»
«چهقدر»
«فرهنگسرا»
«چنانكه»
«كتابها» «همكلاس» «به خانه ميرود» |
«معلمست، معلمند»
«بنام»، «بخصوص»
«بيعلاقه»
«بزرگتر»
«چقدر»
«فرهنگسرا»
«چنانكه»
«كتابها» «همكلاس» «بخانه ميرود» |
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است هر دو صحيح است
هر دو صحيح است |
|
ب- تغيير
تغيير واج |
خانهي علي املاي فارسي، دانايي
|
خانه املاء فارسي، دانائي
|
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
|
|
پ- حذف و اضافه
«رعايت نشانهگذاري»
|
«داناست، نيكوست» و…
«داود ، جست و جو » و…
«گفت: مي آيم» و… |
«دانا است، نيكو است» و…
«داوود ، جستجو » و…
«گفت مي آيم» و…
|
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
هر دو صحيح است
|
چند تذكّر:
1- هر مورد غلط در كلّ املا هر كلمه، تنها يك بار گرفته ميشود. مثلاً اگر صبر را سه بار سبر بنويسد يك بار غلط گرفته ميشود.
2- موارد دو املايي عمدتاً كلماتي است كه در كتابهاي درسي- و نه كتابهاي غيردرسي- به دو شكل ديده ميشوند و قرار است همهي آنها در آينده، شيوهي املايي واحدي داشته باشند؛ بنابراين، كاربرد بخش دواملايي دائمي نيست.
3- در موارد كم يا زياد گذاشتن نقطه و دندانه در كلّ املا دو بار محاسبه خواهد شد.
4- درباره ي تشديد وسركج در كلّ املا تنها دوبار محاسبه خواهد شد.
سخن بزرگان
حديث هفته:
|
از حكمتهاى امام صادق «عليه السلام»:
من زينِ الايمان الفقهُ ومن زين الفقه الحلمُ ومن زين الحلم الرفقُ ومن زين الرفق، اللينُ ومن زين اللين، السهولهُ (تحف العقول صفحه 368)
علم و معرفت، زينت ايمان است و حلم و بردبارى زينت علم است، حلم، يعنى انسان، همچون درياى عميقى داراى ظرفيت بوده و به اندك چيزى به هيجان نيايد، در پيش آمدها و حوادث، آرامش خود را حفظ كرده و بىتاب نشود.
و زينت حلم، رفق و مدارا و سازگارى با مردم است. و زينت رفق و مدارا، لين و خوش برخوردى با مردم و شدت و خشونت ننمودن است. و زينت لين، سهولت يعنى فراهم نمودن زمينهها براى آسايش مردم و مانع تراشى نكردن است. (از احاديث منتخب رهبر معظم انقلاب «دام ظله» در شروع درس خارج) |
كلام ولايت:
| آموزش و پرورش سنگ بناى آيندهى كشور است. ما اگر مشكلاتى در زمينههاى اخلاقى و رفتارى، علمى، اعتماد به نفسِ ملى و عمومى و در زمينههاى گوناگون ديگر داريم، در ريشهكاوىِ اينها به آموزش و پرورش مىرسيم ... اگر آموزش و پرورش در يك كشور ارتقاء پيدا بكند و اصلاح شود، در اقتصاد، سلامت و بهداشت، محيط زيست، مرگ و مير، بارورى، زيبايى و هنر، رفتارهاى گوناگون مردم در سطح جامعه با يكديگر، و فراتر از همهى اينها، در دين، فلسفه و اخلاق تأثير خواهد گذاشت. رهبر معظم انقلاب، 12/2/85 |
رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
اماما، ای سفر کرده دیار عشق، ای که با تیغ برّان حکومت خیبر شکن قلعه های نفاق زمانه شدی؛ ای که باغ هستی ات بهار آزادی را آسایش دگر بود؛ بر بال کدامین ملک نشستی که اینچنین بی تاب و شتابان به سرای جاوید سفر کردی؟ خلوت اُنست را در کجا گستردی که اینگونه مستجاب شد؟ و اینک در سالروز هجرانت، با یادت به دل های سوگوارمان تسلی ده.

|
||||
|
|
| |||||||||||||||||
|
|
|||||
درگذشت اذان گوی پر آوازه استاد رحیم موذن زاده اردبیلی
رحيم مؤذن زاده که به خاطر اذان مشهور و تاریخی اش در حافظه جمعی ایرانیان و بسیاری از مسلمین جای دارد، در سال 1304 در استان اردبيل در خانواده ای متولد شد که شاید بیش از یک قرن به فعالیت های مذهبی می پرداخته اند. پدرش، مرحوم شيخ عبدالکريم اردبیلی، مؤذن بود و زمانی که در مسجد امام تهران اذان می خواند، صدايش به طور زنده از راديو پخش می شد.
شیخ عبدالکریم اردبیلی، تا سال 1322 در منطقه اردبیل به وعظ و اذان گویی مشغول بود و نخستین بار به خاطر اذانی که در این سال در رادیو گفته بود، شهرت پیدا کرد و سپس تا سال 1326 برنامه سحری رادیو را به صورت زنده، از طریق مسجد امام (مسجد شاه سابق) اجرا می کرد و در سال 1329 از دنیا رفت.
در خانواده مؤذن زاده که اغلب به فعالیت های مذهبی و اذان گویی پرداخته اند، رحیم مؤذن زاده، فرزند ارشد شیخ عبدالکریم است، راه پدر را با جدیت بیشتر پی گرفت و عملاً پس از درگذشت پدرش به جای او قرائت اذان را ادامه داد.
اذان مشهور مؤذن زاده که در گوشه روح الارواح آواز بيات ترک (زند) خوانده شده است، اذانی است که رحيم مؤذن زاده در سال 1334 در ميدان 15 خرداد در استودیوی 6 خوانده است.
|
|
|
به روايت خود مؤذن زاده، او در حالی که روزهدار بوده میخواسته است اذانی بگويد تا برای فرهنگ ايران و اسلام يادگاری ارزنده باشد. مؤذن زاده برای ضبط اين اذان گوشههای مختلفی را میآزمايد، اما هيچ کدام مورد پسندش واقع نمیشود، تا اين که مناسب ترين گوشه را برای قرائت اذان، روحالارواح میبيند. ایشان بارها گفته است: "از ضبط اين اثر هميشه يک احساس غرور معنوی در طول سالهای گذشته با من همراه بوده است و اگر تنها همين ثروت معنوی باقی بماند برای من کافی است".
مؤذن زاده اردبيلی که زمانی در اردبيل زندگی میکرد، بعدها به مهر شهر کرج کوچيد و در آنجا ساکن شد. این اذان گوی سرشناس ايرانی، در سن هشتاد سالگی بر اثر بیماری روز پنجشنبه 5 خرداد در تهران دعوت حق را لبیک گفت.
آوای دل نواز اذان استاد بیش از 50 سال است که در هر کوی و برزن این مرز و بوم طنین انداز است و روزه داران در ایام ماه مبارک رمضان طی نیم قرن با این آوا که شنیدنش دل ها را صیقل می دهد، افطار می کنند. روحش شاد.
درگذشت شاعر بسیجی آقاسی
میرسد از راه مردی از دیار آشنایی
بر زبانش مهربانی در نگاهش روشنایی
روشنایی می دهد خورشید را برق نگاهش
می گزارد آسمان هر روز پیشانی به راهش
می رسد مهدی به دستش تیغ سرخ اقتدار
لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
محمدرضا آقاسی در 24 فروردین ماه 1338 در خانواده مذهبی در شهر تهران
دیده به جهان گشود. او در دامان مادری مهربان و پارسا و تحت تعلیم و تربیت
پدری متدین و با ایمان رشد یافت. پدرش حاج قاسم آقاسی قاری قرآن بود.
مادر او شاعر و مداح اهل بیت (ع) بود و در خانه علاوه بر تربیت صحیح فرزندان
برای آنها اشعار حافظ، دیوان جوهری و تذکرة الاولیاء می خواند.
محمدرضا آقاسی تحت تأثیر محیط خانواده پا در وادی شعر و ادب گذاشت
و به مدد استعداد و پشتکار فراوان و اراده خستگی ناپذیر خود قله های
رفیع ادبیات را فتح نمود و بنیانگذار فصل نوینی در ادبیات ایران و بالأخص
شعر مذهبی گردید.
آقاسي مدتي نيز در جبهههاي جنگ در مناطق شوش دانيال و جزيره مجنون
و سه راه جفير و شلمچه بود. شاعر مثنوي سرا كه مثنويهاي شورانگيز او
در حال و هواي جبهه و دفاع مقدس با قرائت حماسي خود در خاطرهها مانده است.
و عاقبت در بامداد سوم خرداد ماه 84 همزمان با نوای اذان صبح و سالروز رهایی
خرمشهر، شیعه ترین شاعر بسیجی، خاک پای اهل بیت(ع)، "محمدرضا آقاسی"
در ملکوت اعلی قرار یافت و به وصال یار رسید.
پنجشنبه ۵/۵/۸۴ ستاد معراج شهدای تهران شاهد خیل عظیمی از رهپویان و
عاشقان حسینی بود که برای وداع و تشیع پیکر پاک شاعر اهل بیت (ع)
زنده یاد حاج محمد رضا آقاسی به آنجا آمده بودند.
| بشنو از نی .... |
|
از ذکر علی مدد گرفتیم ... |
درویش علی، علی صفت گردد ... |
| ذکر نام ساقی ... |
من و نیمه شبهایی از جنس نور ... |
نماز ...
|
قلم تا وحی را بال و پر آمد ... |
او دیگر نیست اما نامش و یادش در تاریخ شعر شیعه چونان اختر تابناک همواره
خواهید درخشید و هرگاه دفتر دلهای شیعی را در هر عصر و نسل باز کنند،
بی شک مثنوی شیعه با طراوت تمام تر در آن مندرج خواهد بود.
روحش شاد و راهش پر رهرو.
فتح خرمشهر
|
|
"فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد."
از بيانات رهبر کبير انقلاب اسلامی، امام خمينی (قدس سره) |
در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای
نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا
شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای
تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد.
خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر... 2 - 1 ![]()








