تربیت؟" یا "تعلیم و تربیت؟" مساله این است.
در پيشينهي علمي و فرهنگي ما، از گذشتههاي دور واژهي «تربيت» شامل تمام ابعاد و جنبههاي فرآيندي ميشود كه زمينهساز تحول اختياري و آگاهانهي آدمي است و لذا نياز به واژهي مكملي مانند تعليم ندارد. مفهوم تربيت دربردارنده و جامع تمام اجزا و عناصر مرتبط با اين فرآيند (مانند تعليم، تزكيه، تأديب، تدريس و مهارتآموزي) است. درادبیات سنتی ما نیز شواهدی وجودداردکه ادیبان این واژه رابه مثابه یک فرایند جامع نگریسته اند. در بوستان سعدی بابی به نام تربیت وجوددارد که مباحث متفاوتی در ان دیده می شود از جمله داستان آموزگار مکتبخانه در مغرب و سختگیری زیاد اوبر کودکان. همچنین اولین کتاب فلسفه تربیت در ایران ترجمه کتاب هرمان هارل هورن فیلسوف تربیتی آمریکایی است . این کتاب را دکتر احمد آرام از مترجمین به نام ایران با عنوان فلسفه تربیت ترجمه و چاپ کرده است. ان نشانمی دهد آقای احمد آرام تربیت را معادل واژه غربی آن قرار دادهاست و آن را مفهومی جامع در نظر گرفته است. چنانکه در منابع تربيتي غرب واژهي Education از چنين شمولي برخوردار است. بنابراين تفکيک اين امر واحد به دو جريان متمايز مانند: «آموزش» و «پرورش» يا «تعليم» و «تربيت» مشکلات نظري و عملي فراواني را به دنبال خود ميآورد. براين اساس، در اين مجموعه، «تربيت» شاملِ تمام فرآيندهاي زمينهساز تحول اختياري و آگاهانهي آدمي تلقي شده است كه به عنوان امري واحد و يكپارچه، با تمام ابعاد و جودي انسان، به مثابه يك كل، سروكار دارد. بديهي است که هيچيك از فرايندهاي زيرمجموعهي اين عنوان جامع، نميتواند در عرض آن مطرح يا رقيب آن تلقي شود. یعنی تعلیم با تربیت رقابت مفهومی ندارد و نمی توان به موازات همدیگر در نظر گرفت آنچه بايد رخ دهد، همانا تربيت با ابزارها و روشهاي متفاوت است. به بيان ديگر، مراد از «تربيت» در اين مجموعه، مفاد همان اصطلاح مركب «تعليم و تربيت» است که به غلط رايج شده و کاربرد فراوان يافته است.
برگرفته از وبلاگ دکتر محمد حسنی